خبرنگاری که تا پای شهادت رفت

https://tabankhabar.ir/?p=11688

نوشتن از کسی که خود روزی خبرنگار و اهل نوشتن بود برایم بسیار دشوار است، او هم از جنس خود ما خبرنگاران بود ولی رفتن را به ماندن ترجیح داد و عاشقانه در میان توپ و تانک قلم زد و سرانجام  شربت شهادت را نوشید.

سرویس فرهنگی تابان خبر: همه‌ی ما خبرنگاران می دانیم که فعالیت در عرصه‌ی خبر و اطلاع رسانی کاری بسیار ارزشمند ولی دشوار است، حال تصور کن خبرنگارانی هم بودند که نه تنها در شرایط عادی بلکه در دل تانک و تفنگ علاوه بر دفاع از خاک وطن، با عشق به رسالت خبرنگاری خود عمل کرده و راهی میدان جنگ شدند.

قلمش سلاح او بود

اگر عشق به نوشتن و قلم زدن در راه حق داشته باشی می بینی روزی سر از جنگ و جبهه درمیاوری، شهید ابراهیم عمله زاده – خبرنگار بود و 17 سال سن داشت، با عشق در میدان نبرد هم جنگید و هم گزارشگری کرد، قلمش سلاح او بود و با آن پیام ایثار، شهادت و پیروزی رزمندگان را به جامعه منتقل می کرد، خبرنگار عاشقی که توانست با خون و قلم خود، از آرمان‌های نظام و انقلاب دفاع کند.

شهید ابراهیم عمله زاده، متولد سال 1345 اهل شهرستان اهر بود که فعالیت رسانه‌ای خود را در 18 سالگی در سال 1363 با مجله امید انقلاب آغاز کرد، البته طولی نکشید که او با تبعیت از فرمان امام راحل و با انگیزه عمل به تکلیف شرعی خود در سن 18 سالگی، عازم جبهه‌های نور علیه ظلمت شد و سرانجام در عملیات سرنوشت ساز کربلای پنج، در پنج بهمن ماه 1365 در گردان الحدید لشگر 31 عاشورا، شربت شهادت را نوشید.

 

برای آشنایی بیشتر با فعالیت‌ رسانه ای و رشادت های این خبرنگار شهید در میدان جنگ، با مادر بزرگوار او گفت‌وگویی می‌کنم.

 

***از فعالیت‌های رسانه ای خبری شهید عمله زاده بفرمایید؟ در جبهه نیز به کار خبری می پرداخت؟

مولود شیرازی هستم، 42 سال داشتم که جگر گوشه‌ام را تقدیم امام حسین(ع) و امام خمینی(ره) کردم، پسرم ابراهیم در سال 1363 با مجله امید انقلاب آشنا و به کار خبری در این مجله مشغول شد، کارت خبرنگاری او را هنوز هم برای خود نگه داشته‌ام، ابراهیم بیشتر اقدامات مربوط به ستاد جنگ، کمک های مردمی به جبهه‌ها و خبراعزام رزمندگان را به جبهه اطلاع رسانی می‌کرد.طبق اسناد موجود فعالیت رسانه ای خوبی داشت ولی از اینکه اخباری ازعملیات هایی که در آن‌ها حضور داشت نیز ارسال می‌کرد، اطلاعی ندارم، البته طبق نقل قول همرزمانش او همواره در جبهه نیز فعالیت خبری بیشتری داشت ولی با توجه به پیچیدگی عملیات کربلای پنج و ناموفق بودن عملیات کربلای چهار، فرصتی پیدا نکرد تا تمامی رویدادها را به تحریر در بیاورد.

 

وجود خبرنگارانی مانند ابراهیم در جبهه لازم بود

 

***از اینکه پسرتان در جبهه به شغل دشوار و پرمسئولیت خبرنگاری مشغول بود چه حسی داشتید؟ ناراحت نبودید که چنین مسئولیت دشواری را برعهده داشت؟

نه اصلا ناراحت نبودم چونکه وجود خبرنگارانی مانند پسرم ابراهیم در جبهه لازم بود تا رشادت‌ها و فداکاری‌های رزمندگان را به قلم در آورده و به گوش مردم برسانند، او افتخار این را داشت که با رساندن خبرهای مهم موجب دلگرمی مردم و رزمندگان شود، او خبرنگار خبره‌ای بود و تبادل اطلاعات را بین مردم و رزمندگان چه در جبهه و چه در پشت میدان نبرد، به خوبی انجام می داد، ابراهیم عزیزم لیاقت این را داشت که با قلم و اسلحه به مردم و رزمندگان جبهه خادمی کند.

 

***در مورد اخلاق و رفتار پسر شهیدتان بفرمایید.ارتباط مادر و فرزندی تان چگونه بود؟

از نظر من همه ی شهدا، انسان‌های آزاده و شریفی بودند و همگی اخلاق و رفتار خوبی داشتند، ابراهیم عزیزم نیز اخلاق و رفتاری نرم، حسنه و بزرگ منشی داشت، ارتباط صمیمی فرزند و مادری ما در حلقه خلوص، صداقت و احترام گره خورده بود من از ابراهیم بسیار راضی هستم امیدوارم خدا نیز از او راضی باشد، بلاخره پسرم توانست در فهرست شهدای فهمیده‌های آذربایجان قرار بگیرد.

خبرنگاری که تا پای شهادت رفت

***وقتی در جبهه بود به شما هم از حال خود تلگراف می فرستاد؟

خبر گرفتن از سلامتی ابراهیم جزوی از لذت بخش ترین خبرهای عمرم بود که از او می شنیدم. ابراهیم همیشه برایم نامه و تلگراف می فرستاد و از حال خود خبر می داد، وقتی نامه و تلگرافش را دریافت می کردم از اینکه سالم است خدا را شکر می‌کردم.

 

***از اعزام ابراهیم به جبهه راضی بودید؟

بله قطعا. ابراهیم با عشق و علاقه شهید شد، برای رفتن عزمی راسخ داشت، عشق به امام امت و حس میهن دوستی و احساس تکلیفی که ابراهیم می‌کرد در مقابل ناراضی بودن من و پدرش معنا و مفهومی نداشت، ابراهیم تصمیم خود را به درستی گرفته بود و من و پدرش مقاومتی در منع او از حضور در جبهه نکردیم حتی پدرش او را برای حضور در جبهه تشویق کرد.

 

***وقتی خبر شهادت ابراهیم را شنیدید چه حسی داشتید؟

37 سال است که پسر عزیزم ابراهیم را ندیده‌ام و بسیار دلتنگش هستم. آخرین باری که او را راهی جبهه می‌کردم، اینبار رفتنش با بقیه‌ی روزها فرق داشت، او را در آغوش گرفتم برگشت به من گفت مادر اگر شهید شدم لطفا ناراحت نباش و گریه نکن، هر موقع که دلتنگ پسرت شدی سفارش می کنم آیه156 و 154 سوره بقره(الَّذِينَ إِذَا أَصَابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ قَالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ) و (وَ لا تَقُولُوا لِمَنْ يُقْتَلُ في سَبيلِ اللهِ أَمْواتٌ بَلْ أَحْياءٌ وَ لكِنْ لا تَشْعُرُونَ) را بخوانی و دلت را با یاد و ذکر خداوند بلند مرتبه آرام کنی.

خبرنگاری که تا پای شهادت رفت

***از دوری و دلتنگی مادرانه‌تان بفرمایید، چگونه این همه سال دوری از او را تحمل کردید؟

37 سال از جدایی با پسرم ابراهیم می‌گذرد، در این مدت از روی دلتنگی فقط آه کشیدم که فقط خود و خدایم آن را درک می‌کنیم، من جگر گوشه‌ی خودم را تقدیم خدا کردم و مطمئن هستم روزی خدا جواب این‌ آه‌ها و دلتنگی‌هایم را می دهد، با اینکه تحمل و دوری ابراهیم برایم میسر نیست ولی وقتی به یاد می آورم که هدفش مقدس و پیوستن به امام حسین(ع) بود، دلم به یاد امام حسین(ع) و حضرت زینب(س) آرام می‌گیرد، شهادت سعادت بسیار بزرگی از سوی خداست که نصیب هر کسی نمی شود، شهادت آرزوی ابراهیم عزیزم بود که در آخر به آرزویش رسید.

خبرنگاری که تا پای شهادت رفت

مصاحبه‌ی خود را با مادرشهید ابراهیم به پایان می رسانم، داغ دل مادران شهدا همیشه تازه است، هر چقدر هم از دلتنگی‌ها و بی قراری‌هایشان برای جگر گوشه‌هایشان بگویند باز کم است و تمامی ندارد.

 

گفت‌وگو از لیلا جلیلی

انتهای پیام

 

 

Print Friendly, PDF & Email

دیدگاهتان را بنویسید

درباره ما

پایگاه اطلاع رسانی ” تابان خبر” با هدف یاری رساندن به جریان آزاد و حق مدار اطلاع رسانی به منظور حفاظت و ارتقای منافع ملی، صیانت از کیان نظام گرانقدر جمهوری اسلامی ایران و کمک به جریان رشد و توسعه ی استان آذربایجان شرقی در ابعاد مختلف، راه اندازی شده است.

آخرین اخبار

مجوز ارشاد

1400 © تمامی حقوق برای پایگاه خبری تابان محفوظ می باشد.