وقتی معیشت زیر فشار است، انکار بدترین خطاست!

به گزارش پایگاه خبری تابان خبر، لیلا حسینزاده/واقعیت را نمیتوان با شعار پنهان کرد؛ وضعیت معیشتی مردم خوب نیست، بلکه برای بسیاری به مرز فرسایش رسیده است. گرانی بیضابطه، تورم مزمن، کاهش قدرت خرید و شکاف آشکار میان درآمد و هزینه، زندگی روزمره اقشار مختلف ــ از بازاری و کارگر گرفته تا کارمند و بازنشسته ــ را به چالش جدی کشانده است.
مشکل فقط «تحریم» یا «دشمن خارجی» نیست؛ ضعف مدیریت، تصمیمات ناهماهنگ، بیبرنامگی اقتصادی و بیتوجهی به هشدارهای کارشناسی، سهمی انکارناپذیر در وضع موجود دارد. نادیدهگرفتن این واقعیت، توهین به شعور مردمی است که فشار را با تمام وجود لمس میکنند.
دشمن؛ موجسوار نارضایتی، نه خالق آن
دشمن نارضایتی را خلق نکرده، اما استاد بهرهبرداری از آن است. جنگ نرم دقیقاً از همین نقطه آغاز میشود: سوارشدن بر موج گرانی و تبعیض، تبدیل مطالبه اقتصادی به یأس سیاسی و القای این گزاره خطرناک که «هیچ راه اصلاحی وجود ندارد».
رسانههای معاند و شبکههای هدایتشده، با بزرگنمایی شکستها و حذف عامدانه هر روزنه امید، تلاش میکنند اعتراض را از مسیر عقلانیت خارج و به آشوب ذهنی و اجتماعی تبدیل کنند. اینجاست که نارضایتیِ بهحق، اگر بیمهار شود، میتواند علیه خود مردم مصادره شود.
تبریز؛ اعتراضِ عاقلانه، نه هیجان کور
در این فضای ملتهب، رفتار مردم تبریز پیام روشنی داشت. سکوت مردم این شهر، نه از سر ترس بود و نه بیتفاوتی؛ بلکه سکوتی آگاهانه و هدفمند برای ندادن خوراک به پروژههای مشکوک و جریانهای سوءاستفادهگر. مردمی که تاریخ سیاسی این کشور را میشناسند، میدانند چه زمانی باید فریاد زد و چه زمانی باید با عقلانیت، صف خود را از فرصتطلبان جدا کرد. این رفتار، بلوغ اجتماعی است؛ چیزی که دشمن از آن هراس دارد.
تبریز مطالبه دارد و سابقهای که قابل حذف نیست
کسی نمیتواند تبریز را به انفعال متهم کند. این شهر، پیشینهدارِ پیشتازی است؛ از مشروطه تا انقلاب. اما همین سابقه، امروز به مردم تبریز آموخته که هر فریادی لزوماً انقلابی نیست و هر حرکتی الزاماً در خدمت منافع مردم قرار نمیگیرد.
مطالبات مردم تبریز روشن است: عدالت اقتصادی، مقابله واقعی با رانت و تبعیض، احترام به کرامت مردم و کارآمدی در اداره امور. این مطالبات نه ساختارشکن است و نه وابسته، بلکه دقیقاً از دل دلسوزی برای کشور بیرون آمده است.
راه برونرفت؛ نه با وعده، نه با سرکوب واقعیت
وضع موجود با وعدههای تکراری اصلاح نمیشود. راهحلها روشناند، اگر ارادهای برای اجرا وجود داشته باشد:
اول، پذیرش صریح ناکارآمدیها و پرهیز از فرافکنی.
دوم، اصلاح فوری سیاستهای اقتصادی که مستقیماً معیشت مردم را نشانه گرفتهاند.
سوم، برخورد واقعی ــ نه نمایشی ــ با رانت، فساد و تبعیض.
چهارم، شنیدن صدای مردم پیش از آنکه اعتراض به خشم تبدیل شود.
و در نهایت، بازسازی اعتماد عمومی که مهمترین سرمایه از دسترفته امروز است.
در مجموع باید گفت مردم حق دارند معترض باشند و مسئولان موظفاند پاسخگو. اما همزمان، هوشیاری در برابر سوءاستفاده دشمن یک ضرورت است، نه یک توصیه اخلاقی. تجربه تبریز نشان داد میتوان معترض بود، مطالبهگر ماند و در عین حال، بازیچه جنگ نرم نشد. کشور بیش از هر زمان دیگری به صداقت، شجاعت در اصلاح و عقلانیت اجتماعی نیاز دارد؛ نه انکار، نه فریب، نه هیجان بیهدف.
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0