در میان همهمه بازار تبریز، او بود که با قدمهای ساده و نگاه مهربانش دلها را روشن میکرد، امامی مردمی که رفت، اما روشنیاش هیچگاه خاموش نشد.
میرمصطفی عالینسب، روایتی از استقلال در دل اقتصاد ایران است که با تولید سماور به استقلال ابران رونق بخشید.
یک جراح و متخصص چشم برگزیده در چهارمین آیین «زندهنامان» تبریز با تأکید بر اینکه تجلیل از نخبگان در زمان حیات، انگیزهای مضاعف برای تداوم خدمات عامالمنفعه ایجاد میکند، گفت: انتخاب به عنوان چهره ماندگار، بار مسئولیت اجتماعی متخصصان را در قبال سلامت و رفاه جامعه سنگینتر از گذشته خواهد کرد.
هنرمند تبریزی سفری از مرکب بر کاغذ تا خاک پاک کربلا، جایی که هر خط، یادآور عشق، ایثار و ایمان است.
شهردار تبریز در آیین تجلیل از چهرههای ماندگار، مفاخر و نخبگان را موتور محرک توسعه و تمدن شهر دانست و تصریح کرد که هویت تبریز با نام این بزرگان گره خورده و مدیریت شهری متعهد به پاسداشت این میراثِ زنده است.
مدیرعامل سازمان فرهنگی، اجتماعی و ورزشی شهرداری تبریز با تاکید بر اینکه «زندهنامان» با ترسیم رسمی نیکو در قلبهای مردم جاودانه شدهاند، گفت: چهارمین دوره این همایش با هدف معرفی الگوهای برتر علمی و فرهنگی به نسل جوان و تجلیل از 22 تن از مفاخر برجسته شهر تبریز برگزار شد.
فرزند شهید والامقام آیتالله آل هاشم با بیان اینکه جای خالی پدرش در آیین تجلیل از چهرههای ماندگار تبریز بیش از پیش احساس میشد، تأکید کرد: منش مردمی و اخلاص ایشان به جایگاه مسئولیت اعتبار بخشید و رمز ماندگاری و موفقیت این شهید عزیز در گرو پیوند عمیق با مردم و ولایتپذیری محض بود.
قهرمان پرآوازه کشتی فرنگی ناشنوایان جهان و المپیک، با ابراز خرسندی از حضور در جمع «زندهنامان» تبریز، بر لزوم انتقال دانش و تجربیات قهرمانی به نسلهای جدید تاکید کرد و گفت: اولویت اصلی من در آینده، ورود به عرصه مربیگری و آموزش نوجوانان است تا بتوانم سهمی در تربیت قهرمانان جدید و اهتزاز پرچم ایران در میادین بینالمللی داشته باشم.
یک چهره شاخص قرآنی و دانشگاهی کشور، با بیان اینکه ماندگاری حقیقی در تاریخ در گرو اصلاح رابطه میان انسان و پروردگار است، گفت: تجلیل از نخبگان و چهرههای برتر در زادگاهشان، نه تنها ارزشمندترین افتخار برای یک خادم است، بلکه گامی موثر در جهت الگوسازی و ایجاد انگیزه میان نسل جوان در مسیر خدمت به جامعه محسوب میشود.
نوجوان 15 ساله در اتاقي پر از نور صبحگاهي نشسته ، برادر بزرگش قلممو را روي بوم ميکشد و رنگها روي بوم زنده ميشوند. سايهها روي ديوار حرکت ميکنند و نور از پنجره به آرامي روي زمين ميتابد. اين فضاي کوچک و صميمي، کلاس درس عليرضا زريندست بود؛ جايي که بدون هيچ کتاب يا آموزش رسمي، با تماشاي حرکت قلم و بازي نور، اصول ترکيببندي و نورپردازي را ياد گرفت.
قلمی که مصیبت اهل بیت (ع) را مینویسد؛
از مرکب تا کربلا/ خطی برای عاشورا
شهردار تبریز:
«زندهنامان» گامی برای تجلیِ قدرشناسی مردم از فرزندانِ خویش است
طنینِ غیرت در سکوتِ قهرمان؛ از سکوهای جهانی تا رؤیای تربیت نسل طلایی کشتی
نابغه ناشنوای تبریزی: افتخار من ریشه در خاک آذربایجان دارد