این سوال، صدای فروپاشی اتاق فرمان دشمن است؛
چرا تبریز سکوت کرده است؟

به گزارش پایگاه خبری تابان خبر،؛این سوال، صدای عصبانیت یک آشوب طلب از عدم مشارکت تبریزی ها در اغتشاشات است.
وَمَكَروا وَمَكَرَ اللَّهُ وَاللَّهُ خَيرُ الماكِرينَ
این آیه، صدای بستهشدن در اتاق جنگ دشمن است، گزارش نهایی میدان نبردی که با دروغ آغاز شد و با رسوایی پایان یافت.
آیهای که هر بار دشمن خیال میکند میتواند با نیرنگ، ملتها را زمینگیر کند، مثل تیر خلاص بر پیشانی مکرش مینشیند.
دشمن اینبار، با تانک نیامد با پهپاد نیامد، با آتش و دود نیامد، او با جنگ نرم آمد، با عملیات روانی، با خط تولید دروغ، با مهندسی روایت، با گلولههایی که صدا ندارند، اما باور را نشانه میگیرند.
این جنگ، جنگ حذف حقیقت است، جنگی که در آن واقعیت را مثله میکنند، خون را تحریف میکنند،
و از دروغ، «حماسه جعلی» میسازند.
دشمن میخواست عقل را از سنگر بیرون بکشد
و هیجان را جای فرمانده بنشاند.
نقشهاش روشن بود که مردم را تحریک کند، احساسات را به انفجار برساند و بعد، شهرها را با دست خود مردم به آتش بکشد، بانکها بسوزد، مغازهها فرو بریزد، خانهها ناامن شود و دشمن، از آنسوی مرزها، سقوط را تماشا کند.
تبریز زمین بازی دشمن نیست
اما اینجا تبریز بود و تبریز، زمین بازی دشمن نیست.
تبریز، شهر نیست؛ خط مقدم است، شهری که هنوز بوی سنگر میدهد.
شهری که نام شهدا روی دیوارهایش نوشته نشده،
در رگهایش جاری است.
کوچههای تبریز، مسیر تشییع پیکرند، خیابانهایش، معبر کاروانهای خون.
دشمن نفهمید که تبریز، با هیجان نمیجنگد، با بصیرت میجنگد، نفهمید این مردم، دروغ را قبل از پخش و فریب را قبل از اثر میشناسند.
عملیات روانی دشمن در تبریز به دیوار غیرت خورد.
تحریف واقعیت در برابر حافظه تاریخی مردم فرو ریخت، دشمن روایت ساخت، اما تبریز روایتخوان حرفهای جنگ است.
آنها خواستند خون را ابزار فریب کنند، اما این شهر، حرمت خون شهید را میفهمد، خواستند احساسات را شعلهور کنند، اما مردم تبریز میدانند هر آتشی که دشمن روشن میکند، برای سوزاندن خانه خودی است.
وقتی دیدند تبریز نمیلرزد، وقتی دیدند خیابانها میدان اغتشاش نشد، وقتی دیدند مردم، شهرشان را سپر دشمن نمیکنند، صدای شکست از رسانههایشان بلند شد: «چرا تبریز واکنش نشان نمیدهد؟» و این سوال، مثل ناله یک فرمانده شکستخورده بود.
آنها واکنش میخواستند؛ اما تبریز، عقل مسلح آورد، آنها آشوب میخواستند؛ اما تبریز، آرامشِ مقتدر نشان داد.
تبریز ساکت نماند؛ تبریز ایستاد، ایستاد، مثل روزهایی که جوانانش پیشانیبند بستند و از همین خاک، راهی جبهه شدند.
جنگ نرم ادامه جنگ سخت است
ایستاد، چون خوب میداند، جنگ نرم، ادامه همان جنگ سخت است، فقط لباسش عوض شده است.
آذربایجان، اتفاقی «سر ایران» نیست، این سرزمین، همیشه پیشمرگ بوده، هم در میدان گلوله، هم در میدان فریب و اکنون نیز در خط مقدم نبرد روایتها، تبریز، علم را زمین نگذاشت.
تبریز ستون خیمه ایران است
تبریز، بیدی نیست که با هر بادی بلرزد. این شهر ستون خیمه ایران است.
شهری که با دروغ سقوط نمیکند، با شایعه تسلیم نمیشود و با عملیات روانی، زانو نمیزند.
و اینجا در همین میدان، سنت عاشورا دوباره تکرار شد، باطل، هیاهو داشت، حق، بصیرت داشت.
باطل، مکر چید، حق، ایستاد و در پایان همان شد که باید میشد و دشمن مکر کرد، اما خدا مکرش را به خودش برگرداند.
و تبریز بار دیگر ثابت کرد و شهر شهادتپرور، با باد نمیلرزد.
وَاللَّهُ خَيرُ الماكِرينَ.
یادداشت از زهرا ناصران
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0