پهلوي زير ذره بين تاريخ

پهلوي زير ذره بين تاريخ

دوران طلايي تا روايت سرکوب؛ چرا تصوير دوره پهلوي در ذهن و رسانه امروز اين‌قدر دوقطبي است؟ آيا با تاريخ طرفيم يا با خاطره و نوستالژي . مفهوم «سفيدشويي تاريخي» و نسبت آن با بازنمايي دوره پهلوي، موضوع گفت‌وگوي ما با دکتر رسول پورزماني، پژوهشگر تاريخ بعد از اسلام و فعال حوزه تاريخ مطبوعات است. آنچه در ادامه مي‌آيد، مشروح اين گفت‌وگوي تحليلي است.

22 بهمن تبلور استکبارستیزی و استقلال‌خواهی مردم ایران است

22 بهمن تبلور استکبارستیزی و استقلال‌خواهی مردم ایران است

مدیرکل تبلیغات اسلامی آذربایجان شرقی گفت: مردم همیشه بصیر و غیور استان نیز همانند همه ملت ایران 22 بهمن امسال با دستان به هم پیوسته و قلوب سرشار از عشق به ایران و اسلام، فریاد "استکبارستیزی" و "استقلال‌خواهی" را در گوش جهانیان طنین انداز خواهند کرد.

زنده‌نام تبريز: عليرضا زرين‌دست، ثبت زندگي با نور و تصوير

زنده‌نام تبريز: عليرضا زرين‌دست، ثبت زندگي با نور و تصوير

نوجوان 15 ساله در اتاقي پر از نور صبحگاهي نشسته ، برادر بزرگش قلم‌مو را روي بوم مي‌کشد و رنگ‌ها روي بوم زنده مي‌شوند. سايه‌ها روي ديوار حرکت مي‌کنند و نور از پنجره به آرامي روي زمين مي‌تابد. اين فضاي کوچک و صميمي، کلاس درس عليرضا زرين‌دست بود؛ جايي که بدون هيچ کتاب يا آموزش رسمي، با تماشاي حرکت قلم و بازي نور، اصول ترکيب‌بندي و نورپردازي را ياد گرفت.

هيماليا او را در آغوش گرفت، اما نام ايران بر فراز ماندگار شد

هيماليا او را در آغوش گرفت، اما نام ايران بر فراز ماندگار شد

صبح‌هاي يخ‌زده ي ماکالو، وقتي نور کم‌رمق خورشيد بر برف و سنگ مي‌تابد، هر قدم را با سرما و بادهاي سهمگين مي‌آزمايد. در همان ارتفاع وحشتناک، ابوالفضل گوزلي آماده مي‌شد تا آخرين گام‌هايش را بردارد؛ کوهنوردي که سال‌ها مسيرهاي صعب‌العبور را پيموده بود و در مسير بلند و خطرناک هيماليا، تصوير انساني ايستادگي و اراده را به نمايش گذاشته بود.

رسمی شیرین، ترسیمی روشن
همایش زنده نامان؛

رسمی شیرین، ترسیمی روشن

تبریز از دیرباز یاد بزرگان خود را پاس داشته و خواهد داشت و چهارمین همایش «زنده نامان » نشان از گذر این رسم شیرین و ترسیم روشنی برای آینده است.

نام‌هایی که از ارگ تبریز بلندترند

نام‌هایی که از ارگ تبریز بلندترند

تبریز را با ارگ می‌شناسند؛ با دیوارهایی که قرن‌ها ایستاده‌اند و تاریخ را بر شانه کشیده‌اند. اما در حافظه زنده این شهر، نام‌هایی نفس می‌کشند که نه از جنس سنگ، که از تبار انسان‌اند؛ نام‌هایی که دیده نمی‌شوند، اما ستون‌های ناپیدای تبریزند. آنان که قامت شهر را معنا کردند و از ارگ تبریز، بلندتر ایستادند.

امنیت؛ هدیه‌ای گمنام در کوچه‌پس‌کوچه‌های شهر

امنیت؛ هدیه‌ای گمنام در کوچه‌پس‌کوچه‌های شهر

نبرد در لانه‌ی دشمن برای صیانت از آرامش در کویِ مردم؛ این معادله‌ی ساده و نانوشته‌ی گمنامی است. مجاهدتی که سکوت را برگزیده تا صدایِ نبضِ زندگی و چرخِ کار در شهر، بلندتر از همیشه به گوش برسد و ثبات، به هوایِ دائمیِ جامعه تبدیل شود.