تاریخ انتشار : شنبه ۲ اسفند ۱۴۰۴ - ۲۲:۰۶
17 بازدید
کد خبر : 24297

وقتي شکار، امتياز بود نه جرم؛ روايت يک تخريب سازمان‌يافته در دوره پهلوي»

وقتي شکار، امتياز بود نه جرم؛ روايت يک تخريب سازمان‌يافته در دوره پهلوي»
تخريب محيط‌زيست در ايران، يک اتفاق ناگهاني و مربوط به سال‌هاي اخير نيست. اين روند، ريشه‌هاي تاريخي دارد و يکي از دوره‌هاي مهم در تشديد آن، سال‌هاي حکومت پهلوي است؛ دوره‌اي که در آن، توسعه شتاب‌زده و نمايشي، جايگزين حفاظت اصولي از منابع طبيعي شد.

به گزارش پایگاه خبری تابان خبر، تخريب محيط‌زيست در ايران، يک اتفاق ناگهاني و مربوط به سال‌هاي اخير نيست. اين روند، ريشه‌هاي تاريخي دارد و يکي از دوره‌هاي مهم در تشديد آن، سال‌هاي حکومت پهلوي است؛ دوره‌اي که در آن، توسعه شتاب‌زده و نمايشي، جايگزين حفاظت اصولي از منابع طبيعي شد.

اسناد باقي‌مانده از مجوزهاي رسمي شکار نشان مي‌دهد که شکار گونه‌هاي شاخصي مانند پلنگ، خرس و گربه‌وحشي نه‌تنها ممنوع يا محدود نبود، بلکه با مجوزهاي مشخص در اختيار شکارچيان — حتي اتباع خارجي — قرار مي‌گرفت.

اين فقط يک خطاي اجرايي نبود؛ نشانه يک سياست و يک نگاه بود: حيات‌وحش به‌عنوان منبع تفريح و امتياز، نه ثروت ملي. در همان دوره، قرق‌گاه‌ها و شکارگاه‌هاي متعدد براي دربار و ثروتمندان ايجاد شد. شکار، به سرگرمي طبقه حاکم تبديل شد و گونه‌هاي ارزشمند جانوري هدف قرار گرفتند.

گزارش‌ها از شکارهاي گسترده در داخل و حتي خارج از کشور توسط وابستگان دربار حکايت دارد. وقتي ساختار قدرت خود در صف اول مصرف‌کنندگان حيات‌وحش قرار مي‌گيرد، عملاً پيام حفاظت به حاشيه رانده مي‌شود.

همزمان، پروژه‌هاي عمراني بزرگ در زيست‌بوم‌هاي حساس بدون ارزيابي محيط‌زيستي اجرا شد. پاک‌تراشي اراضي و ساخت‌وساز در مناطق بکر، بخشي از پروژه «تجدد» معرفي مي‌شد. توسعه، پيوست محيط‌زيستي نداشت و طبيعت، هزينه پنهان اين شتاب‌زدگي را پرداخت کرد. از سوي ديگر، مدل حفاظت نيز مردمي نبود. ساختارها دستوري بودند و مشارکت اجتماعي جايگاه جدي نداشت.

مناطق حفاظت‌شده ايجاد مي‌شد، اما بدون همراه کردن جوامع محلي و بدون برنامه آموزشي گسترده. نتيجه، افزايش تخلفات و فاصله ميان قانون و جامعه بود. نکته قابل توجه اين است که حتي برخي اعتراف‌هاي بعدي مقامات همان دوره درباره خطا در الگوي مصرف انرژي و تقدم بي‌قيد توسعه صنعتي، نشان مي‌دهد که هشدارها بي‌پايه نبود.

با اين حال، اين بازنگري‌ها زماني مطرح شد که آسيب‌ها وارد شده بود. امروز اگر از بحران محيط‌زيست سخن مي‌گوييم، بايد سهم سياست‌گذاري‌هاي گذشته را صريح و مستند ببينيم.

دوره پهلوي، نمونه‌اي روشن از توسعه بدون ملاحظه محيط‌زيست است؛ توسعه‌اي که در ظاهر مدرن بود، اما در باطن، بدهي سنگيني براي طبيعت ايران برجاي گذاشت.

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.