رأی پهلوی در آمریکا، تاج توهمی را هم از سرش انداخت
اکبر اعلمی:

رأی پهلوی در آمریکا، تاج توهمی را هم از سرش انداخت

فرض محال اینکه قانون اساسی مشروطیت، در سال ۱۳۵۷ ملغی نشده باشد و رضا پهلوی بر اساس اصول ۳۶ تا ۳۸ متمم آن، صلاحیت تئوریک برای سلطنت را داشته باشد. در این صورت، پس از ایراد سوگند تابعیت آمریکا او رسماً و قانوناً از هرگونه عنوان یا منصب موروثی در ایران صرف‌نظر کرده است.

از واردات پزشک دوران پهلوی تا پزشکان جهادی کنونی

از واردات پزشک دوران پهلوی تا پزشکان جهادی کنونی

پزشکان جهادگر خالصانه و بدون منت غرق در خدمت بی منتی می شوند که چند دهه پیش مشابه همین افراد از خدمت به خلق سر باز زده و از کشور رفته بودند و نظام پهلوی نه برای جبران، که سرپوش گذاشتن چنین واقعیت تلخی مجبور به واردات پزشک از پاکستان و هند شد،

وقتي شکار، امتياز بود نه جرم؛ روايت يک تخريب سازمان‌يافته در دوره پهلوي»

وقتي شکار، امتياز بود نه جرم؛ روايت يک تخريب سازمان‌يافته در دوره پهلوي»

تخريب محيط‌زيست در ايران، يک اتفاق ناگهاني و مربوط به سال‌هاي اخير نيست. اين روند، ريشه‌هاي تاريخي دارد و يکي از دوره‌هاي مهم در تشديد آن، سال‌هاي حکومت پهلوي است؛ دوره‌اي که در آن، توسعه شتاب‌زده و نمايشي، جايگزين حفاظت اصولي از منابع طبيعي شد.

افسانه خودکارِ هويدا؛ دروغِ کوچک، فريبِ بزرگ

افسانه خودکارِ هويدا؛ دروغِ کوچک، فريبِ بزرگ

افسانه خودکارِ گران‌نشده از آن روايت‌هايي است که بيش از آنکه تاريخي باشد، کارکرد سياسي دارد. قصه ساده است: گفته مي‌شود نخست‌وزير وقت در دادگاه گفته هنر مديريتش اين بوده که قيمت خودکار بيک در تمام دوران مسئوليتش ثابت مانده. جمله‌اي کوتاه، بامزه و به‌ظاهر قانع‌کننده؛ و درست به همين دليل، ماندگار در حافظه عمومي.

پهلوي زير ذره بين تاريخ

پهلوي زير ذره بين تاريخ

دوران طلايي تا روايت سرکوب؛ چرا تصوير دوره پهلوي در ذهن و رسانه امروز اين‌قدر دوقطبي است؟ آيا با تاريخ طرفيم يا با خاطره و نوستالژي . مفهوم «سفيدشويي تاريخي» و نسبت آن با بازنمايي دوره پهلوي، موضوع گفت‌وگوي ما با دکتر رسول پورزماني، پژوهشگر تاريخ بعد از اسلام و فعال حوزه تاريخ مطبوعات است. آنچه در ادامه مي‌آيد، مشروح اين گفت‌وگوي تحليلي است.

آب آبروی پهلوی را برد

آب آبروی پهلوی را برد

همین چند شیر آب که بین چهار تا شش تا بیشتر نمی شد برای استفاده انبوه مردمی بود که باید ساعت ها نوبت می ایستادند تا ظرف و رخت هایشان را شسته و ظرفی آب برای استفاده در منزل ببرند.

آه مردم دامن پهلوی را گرفت

آه مردم دامن پهلوی را گرفت

ننه با آهی که از نهادش برمی خاست می گفت وقتی مریض می شدند باید خودشان را با جیپی که یکی از اهالی روستا داشت یا با الاغ به قره چمن می رساندند تا دکتر معاینه کند آن هم دکتری سیه چرده هندی که زبان روستایی ها را نمی فهمید و چند حبه دارو داخل پاکتی می ریخت و دست آدم می داد.