وقتی پل سنگی به سوگواری وصل و هجر آذربایجان نشست؛
پل حسرت خداآفرین؛ نجوای خونین سنگها میان قره داغ و قره باغ

به گزارش پایگاه خبری تابان خبر،ای چشمهای بیآب، بر این پل نگریستن، نگریستن به شکاف میان دو روح است، اینجا، ارس نه برای عبور، که برای شستن اشکهای سنگها می خروشد و پل، تنها نجوای خونینی است که در سکوت میان قره داغ و قره باغ، تا ابد، در گوش آسمان، از جدایی میگوید…»
آیا شنیدهاید که چگونه سنگها، از فرط تنهایی، با هم نجوا میکنند؟ پل خداآفرین، همان نجوای خونین میان دو قلب جداست؛ پلی که ساخته شد تا وصل کند، اما ماند تا گواهی دهد که چگونه شکوه، در بند جدایی خاک میخورد.
پل حسرت؛ نگهبان سوگوار تاریخ آذربایجان
اين پل بر لب خروشان ارس، میان دو قره، چون نگهبانی سوگوار ایستاده است؛ چشمانی که هم به سوی میهن قرهداغ خیره ماندهاند و هم در آرزوی لمس خاک قرهباغ. این پل، تنها یک گذرگاه نیست؛ او خود “حسرت” است که بر روی آب، به صورت سنگ تجسم یافته است.»

اين حسرت و مرثیه تاریخی آذربایجان شاعران زیادی را به این سوگ ابدی نشانده است و «خان آرازدی گؤزلریمین آجیسی
او طالعین حسرت آدلی قامچیسی
گؤزیاشیدی هر گیلهسی- دامجیسی
بو دونیانین آراز غمی داشینماز!» و یا
«آراز سندن کیم گئشـدی کیم غرق اولدی کیم گئشـدی
فلک گل ثابیت ایله هانسی گونوم خوش گئشدی» و یا «آرامیزدا آراز واردیر دریندی، بیر کؤرپو وار آدی خداآفریندی، منیم قلبیم تکجه سنه عاییدی، آی منیم وطنیم، جانیم وطنیم، و یا «اوتایدا یاریم قالیب، بو تایدا جانیم قالیب، اؤلدورور بو درد منی، بیرگول جمالیم قالیب»، نمونه بارز اين سوگواری برای قلب شکسته وطن است.
پل حسرت خداآفرین معماری یک زخم است
میان دو قره، بر فراز خشم ارس، این پل ایستاده است؛ نه برای عبور، که برای روایت یک تراژدی. او معماری یک زخم است؛ پیوندی که در میانه وصل و هجر، به سنگ تبدیل شد تا ابدیت حسرت را بر پهنه این خاک حک کند.»
پل حسرت؛ روایت درد زمین و آب
پل هاي حسرت خداآفرین دو پل که با ۱۵ قوس، یادگار قرن ۱۵ میلادی، روی رودخانه مرزی ارس است، جایی که تاریخ با لرزش سنگها در گلو میماند، مردانه ایستاده است؛ نه تنها به عنوان یک منطقه، که به عنوان شاهد خاموش یک جدایی ابدی.
هتل خداآفرین مسافران حسرت را به آغوش می گیرد
مدیر منطقه آزاد ارس، در حالی که از شکوه پنهان این دیار سخن میگوید، گویی از تلاش برای دمیدن دوباره روح در کالبد یک خاطره میگوید.
قربانی ادامه می دهد: هتل خداآفرین با ۱۱۰ تخت و اقامتگاههای بومگردی (که برخی در انتظار مجوزند) آماده پذیرایی از مسافران هستند.
او از هتل خداآفرین و آغوش بیقرار اقامتگاههای بومگردی میگوید؛ پناهگاههایی که در انتظار گواهی قانونی هستند تا بتوانند، مسافران این سرزمینی را که میان دو قره معلق مانده، در آغوش بگیرند و از سرمای تنهایی تاریخ در امان بدارند.
در اینجا، پارک ساحلی یازدههکتاری، تنها یک فضای سبز نیست؛ بلکه دردی است که میخواهد با سبزی خود، تیره و تار خاک این مرز را تسکین دهد.
حتی آمفیتئاتر روباز و طرحهای توسعه، گویی صحنهای برای نمایش یک تراژدی باشکوه هستند؛ تلاشی برای آنکه دوباره، طنین آواز و خنده در میانه این شکاف جغرافیایی شنیده شود.
از سایت قایقرانی شهید نصرتزاده تا جشنوارههای ماهیگیری که قهرمانان را به اینجا کشانده، همگی، تکههایی از یک آرزوی ناتماماند.
آنها میخواهند اسکلهها را بر پا کنند، نه تنها برای ماهیگیران، که برای آنکه شاید، با هر بار پرتاب تور، ناله جدایی دو سرزمین، در میانه آبها گم شود و دوباره، وصل به حسرت بدل گردد…»
پل حسرت؛ گواه خاموش یک تراژدی است، مهدی قربانی از آن شکافی میگوید که عهدنامه ترکمنچای در دل تاریخ ایجاد کرد؛ شکافی که خانوادهها را از هم جدا کرد و به جاي آغوش هم، پرچمهای دو کشور بیگانه را میان آنها نشاند. جایی که یک سرزمین بود، حالا دو غریبهاند که تنها با نگاه از میان پلها، به حسرت مینشینند…»
خداآفرین، در انتظار آن روز است که اسکلههایش، نه تنها ماهیگیران، که تمام خاطرات گمشده این سرزمین را به ساحل بازگردانند…»
گزارش از زهرا ناصران
برچسب ها :آذربایجان شرقی ، پل ، خداآفرین
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0