مسئول ستاد مردمی تشییع و تدفین شهدای مدرسه شجره طیبه میناب:
میناب کربلای ایران است/ اسفند ۱۴۰۴؛ عاشورای دانشآموزان شجره طیبه

به گزارش پایگاه خبری تابان خبر، اشک، پیش از آنکه بر گونهها جاری شود، در چشمهای کاروان «از آذربایجان تا خلیج فارس، جانفدای ایران» نشسته بود، کاروانی که از دامنههای سرافراز آذربایجان، از دیار مهدی باکری و شهید آل هاشم در جریان عدالتخواهی و ظلم ستیزی، با دلی آکنده از اندوه، راهی میناب شد، نه برای تماشای یک بنای آموزشی، بلکه برای زیارت مدرسهای که در روایت بسیاری از مردم، «کربلای ایران» خوانده میشود، مدرسهای که هنوز بوی دفترهای ناتمام، مدادهای شکسته، کیفهای بیصاحب و رؤیاهای نیمهتمام کودکان از میان آوارهایش به مشام میرسد.
زائران آذربایجانی، با گامهایی آرام، وارد حیاط مدرسه شجره طیبه شدند، جایی که روزی صدای خنده کودکان، آسمان میناب را پر میکرد و اکنون سکوتش از هزاران مرثیه جانسوزتر است.

آنها کنار نیمکتهایی ایستادند که صاحبانشان دیگر هرگز به کلاس بازنگشتند، فاتحه خواندند، اشک ریختند، بر مظلومیت دانشآموزان این مدرسه عزاداری کردند و دستهای پدران و مادرانی را فشردند که هنوز داغ فرزندانشان بر سینهشان تازه است.
مینابی ها تبریز را با شهید آل هاشم می شناسند
اسمعیل جهانگیری در دیدار مردم آذربایجان با خانواده های داغدار مدرسه میناب با ادای احترام به مردم تبریز می گوید: تبریز را با پسر فاطمه (س)، شهید آیتالله سید محمد علي آلهاشم میشناسیم، رضوان خدا بر شهید آلهاشم باد، او پس از اقامه نماز جمعه، پیاده در میان مردم راه میرفت تا با مردم همراه باشد و در میان مردم زندگی کند.
مردم میناب غیورمردی را از آذربایجانی ها آموختند
او ادامه می دهد: ما از آذربایجانیها غیرت و غیورمردی را آموختیم، ما آذربایجان را با دکتر مالک رحمتی میشناسیم که اسوه مدیر انقلابی، جهادی، سادهزیست و مردمی بود.
مسئول ستاد مردمی تشییع و تدفین شهدای مدرسه شجره طیبه میناب می افراید: تبریز نیز مانند بسیاری از شهرهای ایران، چندین بار مورد اصابت حمله دشمن قرار گرفت.
جهانگیری سپس نگاهش را به ساختمان خاموش مدرسه می دوزد و می گوید: مدرسه شجره طیبه میناب در دو مقطع تحصیلی فعالیت میکرد، یک مقطع پیشدبستانی و آمادگی و مقطع دیگر از اول تا ششم دبستان بود و در روز نهم اسفندماه، ساعت ۱۱ و ۲۲ دقیقه، این مدرسه هدف قرار گرفت.
میناب کربلای ایران است
او خطاب به مردم جانفدای تبریز گفت: ملت ۳۱ عاشوراییها، روز عاشورای واقعی در میناب بود و این شهر کربلای ایران نام گرفته است.
مسئول ستاد مردمی تشییع و تدفین شهدای مدرسه شجره طیبه میناب در ادامه، روایت خود را از آنچه پس از این حادثه رخ داد، بیان می کند و می گوید: به گفته آمریکاییها، هدف مدرسه نبوده و یک پایگاه نظامی مورد اصابت قرار گرفته است، در حالی که به گفته او، این مکان سالها مدرسه شجره طیبه بود، ساختمانی دوطبقه که در طبقه بالا دختران و در طبقه پایین پسران درس میخواندند و محوطه دخترانه و پسرانه نیز از یکدیگر جدا بود.
آمار شهدای پسران از دختران زیادتر است
جهانگیری خاطرنشان می کند: علت بیشتر بودن شمار شهدای پسر، فروریختن دو سقف بر روی آنان بود و در این حادثه ۷۴ پسر و ۴۷ دختر به شهادت رسیدند، کودکانی که به تعبیر او، جگرگوشههای این مردم بودند و در این مدرسه پرپر شدند.
آمریکایی ها مدرسه شجره طیبه را مکان نظامی اعلام کردند
او در ادامه سخنان خود، با اشاره به روایتهای مطرحشده درباره این حادثه می گوید: طبق گفته آمریکاییها، این مکان منطقه نظامی بوده است، اما اینجا یک مدرسه ابتدایی بود، مدرسهای که در آن نه صدای سلاح، بلکه صدای الفبا، خندههای کودکانه و زمزمه درس و مشق شنیده میشد و هیچگونه اقدام نظامی در این مکان انجام نشده بود.
مسئول ستاد مردمی تشییع و تدفین شهدای مدرسه شجره طیبه میناب اضافه می کند: بعدها آمریکاییها برای فرار از مسئولیت گفتند که در زیر این مدرسه تاسیسات و تجهیزات نظامی وجود داشته است، همین ادعا سبب شد شبهههایی در ذهن برخی مردم ایجاد شود.
جهانگیری بیان می کند: ما در همان روزهای نخست پس از بمباران، بیل مکانیکی آوردیم و اعلام کردیم هر یک از خانوادههای شهدا و هر شهروندی که تردیدی دارد، خود در کنار ما حضور پیدا کند و ببیند، این کار انجام شد، اما از زیر آوار، نه پادگانی بیرون آمد، نه انبار مهمات و نه تجهیزات نظامی، تنها پیکر معلمان و دانشآموزانی بیرون کشیده شد که زیر سقفهای فروریخته جا مانده بودند و تمام خانوادههای داغدار، با چشمان اشکبار، شاهد این صحنه بودند.
او ادامه می دهد: پس از آن نیز آمریکاییها منکر بمباران مدرسه شجره طیبه شدند و گفتند ایرانیها خودشان به اشتباه این مدرسه را هدف قرار دادهاند، در حالی که چند روز پیش از آن، ما تصاویر لاشه موشکهای تاماها را که روی آن عبارت USA نوشته شده بود و به گفته ما از بحرین شلیک شده بود، به تمام دنیا مخابره کردیم.
بدن تمام معلمان و دانش آموزان تکه تکه شده بود
مسئول ستاد مردمی تشییع و تدفین شهدای مدرسه شجره طیبه میناب با بغضی که در صدایش موج میزد، می گوید: بدن تمام معلمان و دانشآموزان تکهتکه شده بود، مردم با دستهای خالی آمدند، نه برای نجات ساختمان، بلکه برای بیرون آوردن پیکر کودکانی که تا ساعتی پیش، پشت نیمکتهایشان نشسته بودند، آنها آوار را کنار میزدند، شاید دفتری پیدا شود، شاید مدادی، شاید نشانی از کودکی که دیگر به خانه بازنمیگشت.
جهانگیری سپس با مقایسهای جانسوز، از مظلومیت شهدای کربلا یاد کرد و گفت: امان از پیکر شهدای کربلا که کسی نبود آنان را دفن کند و سه شبانهروز پیکرهایشان زیر آفتاب بر زمین ماند تا قوم بنیاسد رسیدند.
او خاطرنشان می کند: پیکرهای این دانشآموزان به دلیل آنکه قابل شناسایی نبودند، به یک سردخانه صنعتی منتقل شدند، پدران و مادران، نه برای تحویل گرفتن لباس و کیف مدرسه، بلکه برای یافتن تکهای از پیکر فرزندشان، راهی سردخانه شدند، آن روز، هر مادری به دنبال نشانی از عزیزش میگشت، شاید دستی، شاید انگشتری، شاید تکهای از لباس مدرسه، داغ آن لحظه را هیچ قلمی توان نوشتن ندارد.
مسئول ستاد مردمی تشییع و تدفین شهدای مدرسه شجره طیبه میناب ادامه می دهد: خانوادهها در جستوجوی تکهای از جسم تکهتکهشده فرزندانشان بودند و در آن روز، دلتنگی و احساسات مردم، نشانه بعثتی بود که مقام معظم رهبری از آن یاد کردند و فرمودند مردم ایران مبعوث شدهاند.
جهانگیری با اشاره به شبهههایی که همچنان در فضای مجازی درباره مدرسه شجره طیبه مطرح میشود، می گوید: همه مردم، تصویر آن دیوار را دیدهاند، دیواری که هنوز نقاشیهای رنگارنگ کودکان بر آن باقی مانده است، آن دیوار، کلاس پیشدبستانی بود که در زمان حمله تخریب شد، اما همان نقشهای کودکانه، هنوز ایستادهاند، گویی رنگها نمیخواهند خاطره صاحبان کوچکشان را از یاد ببرند.
او در پایان، به درختی اشاره می کند که در حیاط مدرسه هنوز ایستاده است و می افزاید: در زمان بمباران، درختی از ریشه کنده شد، اما برگهایش همچنان سبز ماند. شاید این تنها یک پدیده طبیعی باشد، اما برای ما، این درخت یادگار همان کودکانی است که خون پاکشان بر این خاک جاری شد، در شهری با این گرمای سوزان، سبز ماندن چنین درختی برای هر بینندهای شگفتآور است، گویی هر برگ آن، سلامی است به فرشتگان کوچکی که روزی در سایهاش بازی میکردند.
در پایان این دیدار تاریخی، زائران کاروان «از آذربایجان تا خلیج فارس؛ جانفدای ایران» در سکوتی آمیخته با اشک، در برابر شکوه و عظمت خاطرههای ناتمام دانش آموزان این مدرسه ایستادند، فاتحه خواندند، عزاداری کردند و با خانوادههای داغدار شهدای دانشآموز اظهار همدردی کردند. از کوه های عینالی تبریز تا کرانههای خلیج فارس، یک پیام در دلها جاری بود، داغ این کودکان، داغ همه ایران است و نام شجره طیبه، تا همیشه در حافظه مردم آذربایجان و تبریز زنده خواهد ماند.
گزارش از زهرا ناصران
برچسب ها :ایران ، دانش آموزان ، میناب
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0