تاریخ انتشار : شنبه 17 مرداد 1405 - 13:41
2280 بازدید
کد خبر : 25067

از تبریز تا کربلای میناب؛ 

کاروان ۷۲ دل عاشورایی آذربایجان/ روایت عهدی که با شهادت بسته شد

کاروان ۷۲ دل عاشورایی آذربایجان/ روایت عهدی که با شهادت بسته شد
از تبریز تا خلیج فارس ۷۲ دل عاشورایی آذربایجان با عهدی از جنس ایثار راهی شدند تا مرهمی بر زخم‌های جنوب و روایتگر مظلومیت میناب باشند.

به گزارش پایگاه خبری تابان خبر،گاهی یک خبر، تنها یک خبر نیست، روایتی است از تپش قلب مردمانی که درد یکدیگر را درد خود می‌دانند، گاهی یک تصمیم، از دل یک انسان آغاز می‌شود، اما آن‌قدر بزرگ می‌شود که هزاران دل را با خود همراه می‌کند.

 

«کاروان از آذربایجان تا خلیج فارس» نیز از همین جنس بود، حرکتی که از یک دغدغه خانوادگی آغاز شد و به خیزش عاشقانه ده‌ها انسان برای همدردی با مردم جنوب ایران انجامید.

مسئول کاروان «از آذربایجان تا خلیج فارس»، در گفت‌وگو با خبرنگار اعزامی تابان خبر به مناطق جنوب کشور، با مرور روزهای شکل‌گیری این حرکت مردمی، از لحظه‌ای سخن می‌گوید که دیدن حملات دشمن به جنوب کشور، آرامش را از او گرفت.

 

علیرضا زارع زاده می‌گوید: من وقتی دیدم که دشمن پشت سر هم منطقه جنوب کشور را مورد اصابت قرار داده است، به این فکر شدم که به همراه خانواده‌ام عازم این مناطق شوم. بنده سه پسر و یک دختر دارم و قرار بود به همراه همسر و خودم، پنج نفری از میدان بسیج تبریز تا بستان‌آباد به صورت نمادین با پرچم و کوله‌پشتی این مسیر را طی کنیم.

 

او می‌افزاید: این تصمیم، در آغاز تنها یک عهد خانوادگی بود، عهدی که از غیرت نسبت به ایران و احساس مسئولیت در برابر مردم جنوب شکل گرفت، اما تقدیر، مسیر دیگری برای آن نوشته بود.

 

مسئول کاروان «از آذربایجان تا خلیج فارس» ادامه می‌دهد: یک شب با یک دوست سپاهی در این خصوص صحبت کردم و او از این طرح من بسیار خوشحال شد و استقبال کرد و در این خصوص با فرمانده سپاه عاشورای استان قرار شد صحبت کند و از من خواست یک شب به او فرصت بدهم.

 

زارع زاده با اشاره به استقبال مسئولان از این ایده، می‌گوید: فردای آن روز در سپاه جلسه‌ای با حضور مدیران استانی برگزار شد و با سردار عباسقلیزاده دیداری کردیم و معاونان و مدیران ادارات استانی در این جلسه حضور داشتند.

 

او می‌افزاید: در همان جلسه، طرحی که قرار بود تنها با حضور اعضای خانواده‌اش اجرا شود، مورد توجه مسئولان قرار گرفت و به حرکتی بزرگ‌تر تبدیل شد.

 

مسئول کاروان «از آذربایجان تا خلیج فارس» روایت می‌کند: سردار از طرح من استدلال کرد و به من گفت که الحق که برادر رسول هستی.

 

زارع زاده از برادر شهیدش یاد می‌کند و با بغضی آمیخته به افتخار می‌گوید: برادرم جانباز شیمیایی بود و در شرایط حساس کشور پیش‌قدم بود، او بنیانگذار پیوند کبد در استان بود که چند سال قبل به درجه شهادت نائل آمد.

 

او ادامه می‌دهد: پس از اتمام جلسه، مدیران ادارات و سپاه خواستند که این برنامه را وسعت بدهند و ۷۲ نفر از اصناف مختلف استان در دو اتوبوس به مناطق جنوب سفر کنند.

 

به گفته مسئول کاروان، این حرکت مردمی هر لحظه گسترده‌تر شد و اراده‌ای جمعی برای همراهی با آن شکل گرفت.

 

زارع زاده می‌گوید: فردای آن روز نیز در صدا و سیمای مرکز استان با حضور مدیرکل برگزار شد و آنها نیز از این طرح من استقبال کردند.

 

او با اشاره به حمایت دستگاه‌های مختلف از این حرکت مردمی، می‌افزاید: سپاه برای حمایت از ما دو اتوبوس در اختیار ما گذاشت و شهرداری هزینه غذا را در شهرهای مختلف تقبل کرد و شرکت گاز استان نیز دو ماشین دنا و کاترا در اختیار ما گذاشت و شرکت آب و فاضلاب استان نیز برای اکیپ صدا و سیما یک ماشین ون داد و پرچم، مچ‌بند، پلاکارد، بنر، پوستر و چفیه‌ها را نیز اداره کل فرهنگ و ارشاد تقدیم این کاروان کرد.

 

مسئول کاروان «از آذربایجان تا خلیج فارس» ادامه می‌دهد: قرار شد برای هماهنگی با استان‌های کشور، آقای هنرور از استانداری نامه‌ای فکس کنند و همه آنها با ما هماهنگ شوند.

 

زارع‌زاده می‌گوید: آنها بنده را به عنوان مسئول کاروان انتخاب کردند و من از آنها خواستم که آقای هوشیار نیز به همراه من مدیر کاروان باشند.

 

او می‌افزاید: ما با آقای هوشیار در پایگاه مسجد علی بن ابیطالب حوزه یک در منطقه بیلانکوه تبریز هستیم که اسم پایگاه این مسجد شهید بهشتی است و پسر من نیز مسئول عملیات این پایگاه است.

 

مسئول کاروان «از آذربایجان تا خلیج فارس» ادامه می‌دهد: پس از هماهنگی از سوی استانداری، من لیست چند نفر از همکارانم را نوشتم. البته هماهنگی‌های اصلی برای اعزام کاروان به شهرها از طرف آقای وکیل‌زاده انجام شد.

 

زارع زاده تاکید می‌کند که این حرکت، دیگر تنها یک برنامه سفر نبود، بلکه کاروانی بود که از دل غیرت مردم آذربایجان برخاست تا پیام همدلی، وحدت و ایستادگی را از سر ایران به دل ایران برساند، کاروانی که با نام عاشورا آغاز شد و مقصدش تنها جغرافیای جنوب نبود، بلکه مرهم گذاشتن بر دل‌های داغداری بود که زیر آوار جنایت دشمن، چشم‌انتظار همدردی هموطنان خود مانده بودند.

 

شب پیش از حرکت، تبریز حال و هوای دیگری داشت، گویی شهری که قرن‌ها پرچم‌دار غیرت و مقاومت بوده است، فرزندان خود را برای سفری متفاوت بدرقه می‌کرد؛ سفری که مقصدش تنها جنوب ایران نبود، بلکه دل‌های داغداری بود که چشم به راه همدردی هموطنانشان مانده بودند.

 

او با یادآوری آن شب، از بدرقه‌ای سخن می‌گوید که رنگ و بوی یک اعزام عاشورایی داشت.

 

مسئول کاروان «از آذربایجان تا خلیج فارس» می‌گوید: شب قبل از حرکت کاروان از آذربایجان تا خلیج فارس، در میدان ساعت به صورت نمادین توسط نماینده ولی‌فقیه در استان، حاج‌آقا مطهری، امام جمعه تبریز و سردار عباس قلی‌زاده مراسم بدرقه‌ای برگزار شد که ما به صورت نمادین به دو ماشین سواری سوار شدیم.

 

زارع زاده می‌افزاید با طلوع خورشید، فصل تازه‌ای از این سفر آغاز شد؛ سفری که هر گام آن با نام شهیدان و هر منزل آن با عهدی دوباره برای پاسداری از ایران همراه بود.

 

او ادامه می‌دهد: حرکت فردای آن روز اتفاق افتاد و ما صبح زود در کنار مزار شهید خدمت، شهید سید محمدعلی آل‌هاشم، که چهره مردمی بود حاضر شدیم و پس از عزاداری و سخنرانی در گلزار شهدای تبریز، به سوی زنجان توسط مدیران کل استان بدرقه شدیم.

 

مسئول کاروان «از آذربایجان تا خلیج فارس» با اشاره به نخستین مقصد کاروان می‌گوید: حسینیه اعظم زنجان اولین مقصد ما بود که مورد تهاجم دشمن قرار گرفته بود و در این شهر با استقبال مردمی، فرماندار و مدیران ادارات قرار گرفتیم.

 

زارع زاده این استقبال را جلوه‌ای از همبستگی ملت ایران می‌داند؛ همبستگی مردمی که فارغ از قومیت و زبان، در کنار یکدیگر ایستاده بودند تا نشان دهند زخم هر شهر، زخم همه ایران است.

 

او ادامه می‌دهد: سپس در تجمعات شبانه تهران در میدان انقلاب شرکت کردیم و در تهران پرچم خونخواهی حضرت آقا را تحویل گرفتیم.

 

مسئول کاروان «از آذربایجان تا خلیج فارس» می‌گوید پس از آن، کاروان راهی قم شد؛ شهری که عطر حرم کریمه اهل‌بیت(س)، جان‌های خسته از راه را آرام می‌کرد و عهدها را استوارتر از گذشته می‌ساخت.

زارع زاده می‌افزاید: پس از آن به سمت قم رفتیم که در این شهر و در حرم حضرت معصومه(س) زیارت کردیم و تجدید پیمان کردیم و پرچم خونخواهی رهبر شهیدمان را به حرم حضرت معصومه(س) شکر کردیم و در مسیر با خودمان بردیم.

 

او ادامه می‌دهد: ما با این اقدام می‌خواستیم خونخواهی خودمان را به مردم جنوب اعلام کنیم.

به گفته مسئول کاروان، این پرچم تنها یک تکه پارچه نبود؛ نمادی از عهد، وفاداری و همدلی ملتی بود که درد جنوب را درد خود می‌دانست و می‌خواست این پیام را تا کرانه‌های خلیج فارس با خود حمل کند.

 

مسئول کاروان «از آذربایجان تا خلیج فارس» می‌گوید: بعد از قم در اصفهان استراحت کردیم و در تجمعات شبانه این شهر نیز شرکت کردیم و با استقبال گرم مردم مواجه شدیم.

 

زارع زاده می‌افزاید: پس از استراحت در اصفهان، فردا صبح به سمت کرمان حرکت کردیم و بر سر مزار حاج قاسم حاضر شدیم و با مردم کرمان و مسئولان آن شهر دیدار کردیم و بر سر مزار این شهید عزاداری کردیم و با سردار عهد بستیم که تا آخرین نفس راهش را ادامه خواهیم داد.

 

او با تاکید بر اینکه نام شهید حاج قاسم سلیمانی برای اعضای کاروان یادآور اخلاص، ایثار و مقاومت بود، ادامه می‌دهد: سپس از آنجا به طرف بندرعباس حرکت کردیم و در تجمعات شبانه آنجا نیز حضور پیدا کردیم و مورد استقبال مردم و تعدادی از مسئولان آن شهر قرار گرفتیم.

مسئول کاروان «از آذربایجان تا خلیج فارس» خاطرنشان می‌کند: قبل از اینکه به هر استانی وارد شویم، با مسئولان آن استان هماهنگی‌های لازم انجام می‌شد.

 

زارع زاده سپس از یکی از ماندگارترین صحنه‌های این سفر یاد می‌کند و می‌گوید: سپس در حاشیه خلیج فارس زنجیره انسانی تشکیل دادیم.

 

او با قدردانی از تلاش خبرنگاران و فعالان رسانه‌ای می‌افزاید: به نظر من حضور اکیپ رسانه، از جمله صدا و سیما، رادیو و خبرگزاری‌ها در انعکاس اخبار اقدامات ما به تمام دنیا سنگ تمام گذاشتند و رسانه‌ای شدن اقدامات ما با حضور مجموعه گروه رسانه‌ای، قوت قلبی برای ما بود که شهر به شهر اخبار را منتشر کردند و به تمام دنیا مخابره شد.

 

مسئول کاروان «از آذربایجان تا خلیج فارس» با چشمانی که هنوز از خاطره محبت مردم ایران برق می‌زند، ادامه می‌دهد: تمام مردم استان‌ها می‌خواستند از کاروان ما پذیرایی کنند و من در جواب دعوت آنها می‌گفتم ما ۷۲ نفر هستیم و آنها می‌گفتند که از همسایه‌هایمان نیز خواسته‌ایم تا درِ خانه‌شان را برای پذیرایی از شما باز کنند.

 

زارع زاده با لحنی سرشار از قدردانی می‌گوید: لطف و صفای مردم مهمان‌نواز ایران هرگز از حافظه ما پاک نخواهد شد.

گزارش از: زهرا ناصران

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.