آب آبروی پهلوی را برد
همین چند شیر آب که بین چهار تا شش تا بیشتر نمی شد برای استفاده انبوه مردمی بود که باید ساعت ها نوبت می ایستادند تا ظرف و رخت هایشان را شسته و ظرفی آب برای استفاده در منزل ببرند.
همین چند شیر آب که بین چهار تا شش تا بیشتر نمی شد برای استفاده انبوه مردمی بود که باید ساعت ها نوبت می ایستادند تا ظرف و رخت هایشان را شسته و ظرفی آب برای استفاده در منزل ببرند.
ننه با آهی که از نهادش برمی خاست می گفت وقتی مریض می شدند باید خودشان را با جیپی که یکی از اهالی روستا داشت یا با الاغ به قره چمن می رساندند تا دکتر معاینه کند آن هم دکتری سیه چرده هندی که زبان روستایی ها را نمی فهمید و چند حبه دارو داخل پاکتی می ریخت و دست آدم می داد.
در میان همهمه بازار تبریز، او بود که با قدمهای ساده و نگاه مهربانش دلها را روشن میکرد، امامی مردمی که رفت، اما روشنیاش هیچگاه خاموش نشد.
میرمصطفی عالینسب، روایتی از استقلال در دل اقتصاد ایران است که با تولید سماور به استقلال ابران رونق بخشید.
هنرمند تبریزی سفری از مرکب بر کاغذ تا خاک پاک کربلا، جایی که هر خط، یادآور عشق، ایثار و ایمان است.
نوجوان 15 ساله در اتاقي پر از نور صبحگاهي نشسته ، برادر بزرگش قلممو را روي بوم ميکشد و رنگها روي بوم زنده ميشوند. سايهها روي ديوار حرکت ميکنند و نور از پنجره به آرامي روي زمين ميتابد. اين فضاي کوچک و صميمي، کلاس درس عليرضا زريندست بود؛ جايي که بدون هيچ کتاب يا آموزش رسمي، با تماشاي حرکت قلم و بازي نور، اصول ترکيببندي و نورپردازي را ياد گرفت.
دستان بهنام غفارزاده تاریکی را میشکنند، از انسان تا اسب و اردک، نگاهها دوباره نور گرفتند و هر چشم بازگشته، داستانی تازه از زندگی است.
تبریز از دیرباز یاد بزرگان خود را پاس داشته و خواهد داشت و چهارمین همایش «زنده نامان » نشان از گذر این رسم شیرین و ترسیم روشنی برای آینده است.
تبریز را با ارگ میشناسند؛ با دیوارهایی که قرنها ایستادهاند و تاریخ را بر شانه کشیدهاند. اما در حافظه زنده این شهر، نامهایی نفس میکشند که نه از جنس سنگ، که از تبار انساناند؛ نامهایی که دیده نمیشوند، اما ستونهای ناپیدای تبریزند. آنان که قامت شهر را معنا کردند و از ارگ تبریز، بلندتر ایستادند.
تبریزـ نه نامی دارند، نه نشانی حتی در میان خانه و خانواده،، جان بر کف هستند و گمنام، تنها نشان آن ها سربازی امام زمان(عج) است.
طنینِ غیرت در سکوتِ قهرمان؛ از سکوهای جهانی تا رؤیای تربیت نسل طلایی کشتی
نابغه ناشنوای تبریزی: افتخار من ریشه در خاک آذربایجان دارد