وقتی موغام به ناله کمانچه می نشیند؛
آرشه ای که زخم های کهن آذربایجان را می نوازد

به گزارش پایگاه خبری تابان خبر،کمانچه را که به دست میگیرد، انگار بخشی از سکوت سالهای دور بیدار میشود و آرشه که آرام روی سیمها میلغزد، صدایی از دل ساز بلند میشود که شبیه هیچ صدای دیگری نیست، نه کاملا گریه است و نه فقط نغمه، چیزی میان بغض و آواز، میان دلتنگی و خاطره.
گویی کمانچه سالهاست حرفهایی را در سینه نگه داشته و حالا در دستهای یک نوازنده جوان، فرصت پیدا کرده است تا از غمهایش بگوید.
محمد صالحیان، نوازنده جوان کمانچه آذربایجانی، از سازی سخن میگوید که برای او تنها چوب و سیم و آرشه نیست، بلکه زبان دل است، زبانی برای گفتن حرفهایی که گاهی حتی اشک هم توان روایتشان را ندارد.
حرف دل را با کمانچه بهراحتی میتوان زد
نوازنده صحنه ای موسیقی موغام تبریز در گفتگو با خبرنگار تابان خبر میگوید: حرف دل را با کمانچه بهراحتی میتوان زد، چرا که کمانچه صددرصد ساز حزین است، بعضی وقتها انسان حرفی برای گفتن دارد، اما نمیتواند آن را با زبان بیان کند، آنجاست که کمانچه میتواند به جای انسان حرف بزند.

محمد صالحیان می افزاید: وقتی آرشه روی سیمهای کمانچه حرکت میکند، انگار بخشی از حرفهای نگفته انسان از دل ساز بیرون میآید.
او با بیان اینکه برای من کمانچه فقط یک ساز نیست، تصریح می کند: وقتی صدای کمانچه بلند میشود، انگار یک بغض قدیمی باز میشود، این ساز میتواند غم را روایت کند، دلتنگی را به گوش برساند و حتی اشکی را که در چشم مانده، بیآنکه کلمهای گفته شود، جاری کند.

نوازنده صحنه ای موسیقی موغام تبریز ادامه می دهد: شاید راز کمانچه همین باشد، سازی که پیش از آنکه شنیده شود، احساس میشود.
محمد صالحیان متولد اول مهرماه ۱۳۷۹ در تبریز و تکفرزند خانواده است، پدرش اهل اهر و مادرش اهل تبریز است و تحصیلات خود را تا مقطع کارشناسی ارشد عمران ادامه داده است، اما در کنار مسیر دانشگاه و مهندسی، دلش همچنان در کوچههای موسیقی آذربایجان قدم زده است.

صالحیان میگوید: من در خیابان بهار تبریز به دنیا آمدم و تکفرزند خانواده هستم، پدرم اهل اهر و مادرم اهل تبریز است، از کودکی در خانوادهای بزرگ شدم که علاقه زیادی به موسیقی آذربایجان داشتند.
او ادامه میدهد: من در یک خانواده هنردوست قد کشیدم که هر کدام از آنها سازی را می نواختند.
نوازنده صحنه ای موسیقی موغام تبریز بیان می کند: هر گوشه خانه مان انگار یک ساز قصهای برای گفتن داشت، اما در میان آن همه صدا، من جای یک صدا را خالی میدیدم که آن صدا، نوای کمانچه بود.
صالحیان میافزاید: همان جای خالی کمکم در دل من تبدیل به علاقه شد، هرچه بیشتر با موسیقی آذربایجان آشنا شدم، علاقهام به کمانچه بیشتر شد تا اینکه تصمیم گرفتم یادگیری این ساز را شروع کنم.
او تنها هشت سال داشت که دستهای کوچکش برای نخستین بار با کمانچه آشنا شد، شاید آن روز کسی نمیدانست این ساز قرار است سالها بعد، زبان احساسات یک جوان باشد.
او اضافه می کند: از هشتسالگی کمانچه را نزد استاد سعید میرزازاده شروع به آموختن کردم، از همان سالها کمانچه وارد زندگی من شد و هرچه گذشت، ارتباطم با آن عمیقتر شد.
کمانچهای که غم را به آواز تبدیل میکند
نوازنده صحنه ای موسیقی موغام تبریز خاطرنشان می کند: به نظرم کمانچه یکی از سازهایی است که خیلی عمیق میتواند احساس را منتقل کند، وقتی مینوازید، دیگر فقط نت اجرا نمیکنید، بلکه احساس خودتان را هم وارد موسیقی میکنید، اگر دلتان گرفته باشد، این گرفتگی در صدای ساز شنیده میشود، اگر دلتنگ باشید، کمانچه هم دلتنگ مینوازد.
صالحیان عنوان می کند: شاید به همین دلیل است که میگویم کمانچه صددرصد ساز حزین است، صدای این ساز یک حزن خاص دارد، حزنی که انسان را وادار میکند لحظهای بایستد، فکر کند و شاید حتی اشک بریزد.
از دل خانهای آذربایجانی تا کلاسهای موسیقی
صالحیان در آموزشگاه موسیقی دان اولدوزو مشغول تدریس است، اما برای او آموزش، فقط انتقال تکنیک و نت نیست، بلکه انتقال یک حس و یک میراث است.
او بیان می کند: من در آموزشگاه موسیقی دان اولدوزو مشغول تدریس هستم و همیشه در تلاشم تمام آموختههایم را بهصورت کامل در اختیار هنرجوهایم قرار بدهم.
نوازنده صحنه ای موسیقی موغام تبریز میافزاید: دوست دارم هنرجو فقط نوازنده نباشد، بلکه دوست دارم موسیقی را احساس کند، چون اگر احساس نباشد، حتی بهترین اجرای تکنیکی هم نمیتواند آن چیزی را که باید، به دل مخاطب برساند.
موغام؛ جایی که نغمهها به گوش مردم میرسند
این روزها صالحیان خود را در بخش مشایعت جشنواره موسیقی موغام تبریز آماده می کند، جایی که برای دومین بار قرار است صدای سازش را به صحنه ببرد.
صالحیان ادامه می دهد: در ششمین جشنواره موسیقی موغام تبریز در بخش مشایعت حضور خواهم داشت و هفتهای دو بار همراه اعضای گروه مشغول تمرین هستیم.
او می گوید: امسال دومین دوره است که در بخش مشایعت روی صحنه این جشنواره حضور دارم.
نوازنده صحنه ای موسیقی موغام تبریز میافزاید: این جشنواره برای ما یک فرصت است، فرصتی که بتوانیم موسیقی خودمان را به گوش مردم برسانیم، جشنواره موغام یک فرصت بسیار زیبا برای خوانندگان و نوازندگان است و هم برای آنها انگیزه ایجاد میکند و برای استادان انگیزهای است برای تربیت شاگردها و ادامه دادن این مسیر.
صالحیان ادامه میدهد: وقتی موسیقی روی صحنه میرود، در حقیقت بخشی از فرهنگ ما هم روی صحنه می رود، برای همین حضور در چنین جشنوارهای اهمیت زیادی دارد.
شاید اگر کمانچه زبان داشت، از سالهایی میگفت که در دستهای نوازندگان بسیاری گریسته است، از شادیهایی که با آن خندیده، از دلتنگیهایی که با آن نالیده و از خاطراتی که در چهار سیم خود نگه داشته است.
اما اکنون کمانچه زبانش را در اختیار نوازندهای جوان گذاشته است، جوانی که میگوید میتوان با آن حرف دل را زد.
او در پایان بیان می کند: برای من کمانچه همیشه چیزی فراتر از یک ساز بوده است، وقتی آن را در دست میگیرم، احساس میکنم میتوانم حرفهایی را بزنم که شاید با زبان نتوانم بگویم.
نوازنده صحنه ای موسیقی موغام تبریز میافزاید: شاید زیباترین اتفاق برای یک نوازنده این باشد که سازش بتواند حرف دلش را بزند، حتی وقتی خودش سکوت کرده است.
و اینگونه است که گاهی یک آرشه، آرام روی چهار سیم میلغزد، ساز مینالد، نوازنده سکوت میکند و این بار، نوبت آذربایجان است که از پشت کمانچه، برای دلهای بیقرارش گریه کند.
مصاحبه از زهرا ناصران
- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0